بازیگر خانم کوچک در پس از باران

نتایج جستجو برای عبارت :

بازیگر خانم کوچک در پس از باران

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

دوباره باران گرفت
باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهتاب می ایستممی گذارم صورتم را و لباس هایم را بشویداسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرار های خیسبارانیعنیتو برمی گردی...!یعنی شعر برمی گردد...نزار قبانی
عملکرد مدیران فرهنگ و هنر در هرمزگان در دولت .1.واگذاری فرهنگسراها و پلاتو ها به بخش خصوصی2.شکایت از هنرمندان توسط مدیران فرهنگی و هنری3.سردرگمی گروه های نوپا موسیقی و تاتر به دلیل هزینه های سنگین کرایه سالن4.وضعیت غریبانه برخی انجمن های هنری5.بی توجهی استاندار سابق و استاندار جدید به موضوع فرهنگ و هنر6.سانسور آثار هنری 7.عدم پویایی بدنه مدیریتی اداره کل فرهنگ و ارشاد هرمزگاندر پایان از خانم باران کوثری دعوت می کنم در سفری سه روز
بیوگرافی و زندگینامه
مرجان محتشم بازيگر زن سینما و تلویزیون متولد 13 اسفند ماه سال 1348 می باشد و هم اکنون 47 سال سن دارد.
شروع بازيگری : وی در سال 1376 با مجموعه بهشت گمشده وارد حرفه بازيگری شد
وی با حضور در سریال پس از باران به کارگردانی سعید سلطانی که در سال 1379 پخش گردید توانست به خوبی شناخته شود . او در این سریال نقش شهربانو ( خانم کوچیک )
را ایفا می نمود . اما پس از این با یک وقفه 5 ساله در سال 84 مجدد با
سریال ریحانه به قاب تلویزیون برگشت اما تا به ح
دلم باران می خواهدبدون چتر و بارانیپر از برق آسمان اندر نگاه عابران خیسدلم باران می خواهداز جنس پاییزیبه همراه وزیدن های باد به همراه  طوفان هاو تکان های تند و پی در پی به دامن های دختران شهرو ریزش های برگ و قطره های آب [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
باز هم کنار پنجره نشستم و پنجره رو کامل کامل باز کردم و توری جلوش رو هم کنار زدم و بوی مست کننده ی بارون بهاری رو استشمام می کنم...امشب چقدر هوا خوبه واقعا! ابرا توی آسمون هستن و یه بارون لطیف خیلی خوب هم بارید و بوی نم و خاک بارون خورده رو همه جا پخش کرد!یه چند تا مؤلفه هست که وقتی کنار هم میشینن ، ناخودآگاه و به صورت رفلکسی ، یه مقدار غم رو یهویی پرتاب می کنن ته دل آدم! مثلا همین بارون ، شب ، تنهایی ، نشستن پای پنجره ، فکر و خیال ، و...  ولی الان ی
امروزهم نیامدی فدای سرت!من هنوزهم به وعده همان قراراولین باران پاییزی دلخوشم..میدانم می آییباهمان عطرتلخکه دلم رابرد..باهمان چشمان عاشق ونگاه دوست داشتنی اتمی آیی بی چترودلهرهدستم رامی گیری وپیاده طول خیابان رامی دویم وعشقمان راجارمی زنیمبی خیال رهگذرهای حسودی که زیرلب می گویند؛دیوانه های بی حیا.چقدردیوانگی باتوخوب است جانم"باران تورابه خدابیاومراخیس دلخوشی کن...
وقتی ترانه ی دلپذیر باران درگوش هایم جاری می شود ،وقتی ناله ابر را
می شنوم به رویاها پرواز می کنم. چشمانم را می بیند، پیچک هایی که در دل
وروح انسان بی روح می پیچد ودل سرد او را پر از مهر ومحبت می کند.
 
نغمه های چک چک باران را که با هماهنگی خود را بر سرزمین سرد می
اندازند وچه زیباست ابرهای تیره ای که از حسادت خود را روبه روی ماه درخشان
گ است ودر جاده های عشق جلوه نمایی می کنند.
 
وقتی قطره های باران را به دور دست ها می برد، جایی که دور از
من از آینده می ترسم از آن روزی که شادی های کوچک هم،بمیرند و صدای گریه ، بیش از   این،میان گوشِ آدم های شهر ما شود عادی!وَ اَبر از ریزش باران زند سر باز وباد از انتشار گَرده ی گُل های وحشیشانه را خالی کند آن روز.من از آینده می ترسماز آن دوران تلخی که شبیهَ‌شپیش تر ها بار ها رخ دادهدر این سر زمینِ ...!!وَ می ترسم از آن لب ها کهسنجاق اَند حالا و در آن دورانِ وا نفسابه دستِ غیب از هم ناگهان، وا می شوند وبَلبَشویی که نباید رخ دهدرخ می دهد نا گاه.من
take no shame in your scarsfor they are proof of vicious battles won, hard and silent courageinstead bring them here to mei will kiss each one and make love to your survivor souli wilL gIve you vioLets in place of vIolence and I will name you glorious.•این کلمات برای من نوشته شده اند. بعد از ماه ها حس کردم که وجود دارم! لای تک تک این حروف یک جور حس ناب نهفته است. حسی که من و شما از درکش عاجزیم.آذر آمده و با خودش باران آورده است. به اولین قطره باران پاییزی قسم که..
دوباره باران گرفت
باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهتاب می ایستممی گذارم صورتم را و لباس هایم را بشویداسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرار های خیسبارانیعنیتو برمی گردی...!یعنی شعر برمی گردد...نزار قبانی
پی نوشت: چقدر خوبه این نزار قبانی...چقدر خوبه بارون...پی نوشت ۲: الان که پی نوشت دوم رو مینویسم ، فرداشب موقعی هست که پست رو گذاشتم!! دیشب برف هم اومد مشهد!مثل پارسال که آذرماه برف اوم
دیروز داشتیم با باران میرفتیم مدرسه ی پسرم واسه یه جلسه ایی که بود.مدرسه ی پسر من تو یکی از خیابونای شلوغه بالای شهره که همیشه ی خدا هم اونجا ترافیکه.ساعت ۱۱ صبح بود و توی پیاده رو تقریبا شلوغ بود ؛ اکثر خانومای تیپ های پلنگ ملنگی زده بودن و اقایون در حد قهرمانای مِستر المپیا  بودن ! تو پیاده رو هر کس سرش بکاری مشغول بود .منو باران هم تو ماشین نشسته بودیم و یه متر یه متر به سمت مدرسه حرکت میکردیم.باران یه نیمچه آرایشی کرده و خیلی مقبول شده بود
بیشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییببببببببببببببببببببیبیببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثقبثقبثقبثقبثقبضضضضضضضضضضضضضصصصصصصصصصصصششش
 رنگین کمان پاداش کسانی است که تا آخرین لحظه زیر باران می مانند...
متن بالا را چندین بار دیده ام احتمالاً شما هم دیدید .
به جمله که کاملاً دقت کردم دیدم باید زمینه درست باشد تا رنگین کمان
ببینیم .حداقل من که ندیدم که باران زمستان هم رنگین کمان داشته باشد .
به نظر من خیلی زشت است که یک معلم نداند شکلات هایی وجود دارند که با درصد کاکائویشان نامگذاری میشوند.من با ذوق شکلات را از کیفم روی میز گذاشتم و گفتم: بفرماااایید...خانم فلانی: چند درصده؟ خودش جواب خودش را داد! هشتاد و پنج!آن خانم: هشتاد و پنج هزار تومن؟؟؟خانم فلانی شروع کرد به شرح شکلات ها و درصدشان و نسبت مستقیم تلخی و درصد کاکائوآن خانم: جل الخالق
پاییز شد نیامدی باران ها هم راهو گم کردندبرف بارید هوا سرد شد پاییز چه یخبندان شدبازهم تو نیامدی نکند هم مسیر باران ها شدِیراهو گم کردی پاییز همین جاست سر قرار همیشگی سرهمین کوچه ی عشقنرسیده به توگذرت خورد حالی ازش بگیر بی تو بد بی قرار است
ای مهربان تر از برگ در بوسه های بارانبیداری ستاره ، در چشم جویبارانآیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحللبخند گاه گاهت صبح ستاره بارانبازآ که در هوایت خاموشی جنونمفریادها برانگیخت از سنگ کوهسارانای جویبار جاری،زین سایه برگ مگریزکاین گونه فرصت از کف دادند بی شمارانگفتی به روزگاران مهری نشسته بر دلبیرون نمی توان کرد حتی به روزگارانبیگانگی ز حد رفت ، ای آشنا مپرهیززین عاشق پشیمان،سرخیل شرمسارانپیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستنددیوار زندگی را
درسته که وقتی خانم باقری از من شماره تلفن خواست هزار تا فکر از کله ی پوک من گذشت ولی با این حال  این هزارتا فکر در کسری از ثانیه از ذهن من گذشت و وقت زیادی نگرفت !صحنه اینطوری بود که هنوز کلام  تو دهن خانم باقری منعقد نشده بود که من شماره تلفنم رو روی یک کاغد نوشته بودم و دستم رو دراز کرده بودم سمت خانم باقری و داشتم میگفتم :بفرمایییییید ،اینم شماره ی من.میدونم که این سوء تفاهم پیش میا د که چرا من برخلاف اینکه  دادن شماره تلفن اینقدر بر
سوم ، سیزدهم و بیست و سوم آذر دندون درآوردن خانم و دقیقا گریه های شبانه و وول زدنش بعد از دراومدن این سه تا دندون تموم شده.پوست سه تامون کنده شد. خانم از خوراک افتاده بود. ما هم از خواب. الحمدلله پروسه فعلا تموم شده. امیدوارم یه ماه نفس بکشیم.سوپ خوردنشم خوب شد. ظاهرا فقط مشکل دندون و درد لثه بود که از اشتها انداخته بودش.
هواللطیف...امروز بالاخره پس از ماه ها باران بارید! بارانی که به قول همسرم باید سه ماه پیش می آمد! راست می گفت... پاییز امسال اینجا بدون حتی قطره ای باران گذشت... پاییز سختی بود و زمستان سخت تری شروع شد... لااقل برای زندگی ام اما امروز باران که آمد، هرچند کم اما هوا را رونقی دیگر بخشید و قابل تنفس نمودزیر باران امروز خیس نشدم! اصلا راستش را بخواهی باران را فقط از پنجره تماشا کردم و چند قطره ای که روی دستانم فرو ریخت اما زیر باران راه نرفتم، خیس نشدم،
37,000
تومان

ساعت دیواری باران



خرید
تنها نشستم سر شبباز هم من موندم و ‌فکرهایی که تو ذهنمه دلم میخواد همه چیز را وِل کنم برم یه شهر کوچک زندگی کنم و بنویسمبرام ترسناکه که دیگه آدم ها با هیچ چیز اهلی نمیشن نه عشق نه دوستی یه خونه در خیالم دارم چوبی ، وسط جنگل ، همیشه سرجایش هست ، فقط کافی ست چشمهایم را ببندم و تمامچایم را بردارم وبنشینم کنار پنجره و آرامشی که برای یک عمر بی حصولگی کافی ستلبخندت را دارم در باراننگاهت را صدایت را ...می دونم بالای ابرها یکی صدامو میشنوه و یک روزی ه
دانلود آهنگ آیدین جودی به نام باران با بالاترین کیفیتDownload New Music By Aidin Joodi Called Baran  دانلود آهنگ جدید آیدین جودی با لینک مستقیمدانلود آهنگ جدید آیدین جودی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ آیدین جودی با نام باران باران که شدی مپرس این خانه کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیستباران که شدی پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیستباران تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیستبر د
روز  اولی که بجای باران رفتم بیمارستان خیریه همچین تو ذوقم خورد که تا ۶ روز پکر بودم .وقتی وارد اون سالنی شدم که مطب پزشکای درمانگاه اونجا بود ،مردم روی صندلی ها نشسته بودن و یکی یکی میرفتن تو اتاق پزشک .اونجا فقط ۲ تا مطب بود ،یکیش خالی بود و قرار بود که من برم و مریض ببینم .تو یکی دیگه اش یه اقای دکتر نشسته بود و مشغول کار بود .کنار هر اتاقی یه تابلو بود و اسم پزشک روش نوشته بود .برای اتاق من اسم باران رو نوشته بودن و اتاق کناریش اسم اون آقای د
شب هایى شبیه امشب که سیاهِ آسمان این طور یکدست و صاف و پُر از خالى سقفِ دنیا مى شود و تنگِ این پاییز سردِ بى باران به تماشاى دنیاى زیر و روى آدم هایى شبیه من پلک نمى زند ؛ یادِ تمامِ پاییز هاىِ سردِ گذشته چنان به در و دیوارِ ذهن آشفته ى پر از واژه ام کوبیده مى شود که حتى غصه ى تنهایى ماه هم فراموش مى شود ... این انصاف نیست که پهنه ى وسیعِ رویایى ام نه ابر هاىِ پنبه اى سفید داشته باشد و نه میزبان ستاره هاى آرزو ، سفره ى شوکرانش را پهنِ  عمارت اعیان
1.دارم قصه ی گیس گل را را گوش می کنم. فایل صوتی اش را یکی از دانشجوها فرستاده  چه تصادفی که امروز یک نفر دیگر قصه را برایم آورد.خدایا چه آوازی و چه قصه ای.مثل گنج می ماند. باران خوبی آمد. هی ابرها به هم خوردند و حسین دوید پشت پنجره و هی ناامید برگشت. بعد باران تند و نرم و تقریبا طولانی آمد. لباس تن حسین کردم با کلاه و شال و فرستادمش زیر باران بازی کند. برایش شیرکاکائوی داغ هم درست کردم که وقتی برگشت نوش جان کند. بچه ها را از باران و برف نترسانیم تو
چه حال خوبیستنصف شب بی خواب شویو صدای بارانی که هرگز برف نخواهد شد رااز پشت شیشه های ساختمان ....گاهی نخوابیدن خستگی را در میکندگاهی دنیا و آخرت دست به دست هم میدهند که تو علیه خودت شویسر ساعت بخوابیصبح بیدار شویدنبال کار و بار روزانه ات باشی گور پدر هردوبیداری به سرم زدهمینشینم با خودمبه یاد روزهای خوش گذشتهمینویسم هر چه که دلم بخواهدذهنم را به کجا و ناکجای سیاره خاکی آبی رنگ میفرستمحال میکنمصدای بارانتنهایی دوران دانشجویی در شبهالحظات ب
چه حال خوبیستنصف شب بی خواب شویو صدای بارانی که هرگز برف نخواهد شد رااز پشت شیشه های ساختمان ....گاهی نخوابیدن خستگی را در میکندگاهی دنیا و آخرت دست به دست هم میدهند که تو علیه خودت شویسر ساعت بخوابیصبح بیدار شویدنبال کار و بار روزانه ات باشی گور پدر هردوبیداری به سرم زدهمینشینم با خودمبه یاد روزهای خوش گذشتهمینویسم هر چه که دلم بخواهدذهنم را به کجا و ناکجای سیاره خاکی آبی رنگ میفرستمحال میکنمصدای بارانتنهایی دوران دانشجویی در شبهالحظات ب
دیروز یک خانم مسن بقول خودش تجربه دار، با کمال وقاحت من و دو تن از دوستم را به جرم افغانی بودن رسما از کلاس بیرون کرد!کلاسی که برایش هشتصد تومن پرداخته بودم.من در تمام مدتی که میرفتم کلاس.سعی کردم رفتارم موجه باشد.سعی کردم رفتار ناشایستی نکنم.سعی کردم با تمام غر غرها و سرزنش های الکی آن خانم با لبخند برخورد کنم.سعی کردم...من کاری به رفتارو حرکات و ... دوستانم ندارم.اگر انها خطایی کردند گردن خودشان...اما آن خانم برای  شخصیت انسانی یک ادم هیچ ارز
به گزارش خبر فوری،
وزیر بهداشت کشورمان که به دعوت وزیر بهداشت کره جنوبی و امضای چند سند
همکاری در حوزه سلامت به این کشور سفر کرده است، صبح امروز و پس از بازدید
از بیمارستان دانشگاه یونسه ای، در محل سفارت جمهوری اسلامی ایران در سئول
از خانم «لی یونگ ئه» به علت اقدام انسان دوستانه در کمک به زلزله زدگان
غرب کشور تقدیر کردگفتنی است که خانم «لی یانگ ئه» بازيگر نقش «یانگوم» در
سریال «جواهری درقصر» بود ادامه خبر
می گویند در زمان حضرت موسی بر بنی اسرائیل هفت سال قحطی آمد. حضرت موسی (ع) با هفتاد هزار نفر از مردم بنی اسرائیل به بیابان رفتند و دعای نزول باران خواندند. خداوند متعال ندا فرستاد که ای موسی چگونه دعای مردمی را که ظلمت گناهان آنها را فرا گ و باطنهای ایشان خبیث شده اجابت کنم. موسی مراجعه کن به یکی از بنده های من به نام برخ اسود به او بگو دعا کند تا من اجابت کنم.موسی سراغ برخ را گرفت مردم نشانی مردی پشمینه پوش و سیاه چهره را به موسی دادند و موسی (
یک قدم تو ، یک قدم من ، همسفر ما هستند برگهای زرد پاییزیچه زیباست روی برگها صدای قدمهایت ، چه عاشقانه است در آغوشم صدای نفسهایتحال من و تو ، هوای عاشقی در یک غروب پاییزیو این وفای پاییز است به قلبهایمان، که باز هم رویایی میکند عشقمان...پاییز حال ما را خوب میفهمد...هر برگ طلایی آرزویی است برای ما ، پاییز عاشقانه ترین فصل مادستهایت را به من بده تا قدم بزنیم در کوچه باغ های پاییزیاز این زیباتر نیست هیچ فصلی ، رویاییست اینجا وقتی که با هم ، در آغ
شازده کیف مدرسه اش را داخل اتاق پرت می کند و می گوید : مامااااااااان یه خبر فوری !- چی شده ؟- امروز که خانم معلم مون اومده بود اصلا حال نداشت . موقعی هم که میخواست از جاش بلند بشه سخت بلند می شد . یه بارم کمرشو گرفت . منم با خودم گفتم حتما کمرش درد می کنه . بعد زنگ تفریح آقای مدیر و خانم ... اومدن دم در کلاس مون و گفتن مبارکههههههههه خیلی خوشحال شدیم . خانم معلم هم رفت دم در کلاس باهاشون یواشکی صحبت کرد .- خب ؟- هیچی دیگه . خانم معلم مون بارداره . منم به سه
نیمه شب بیرون زدم رفتم پی می خواریم تا در میخانه رفتم در پی دلداریمدوش دیدم در میخانه صف است از عاشقان ای خدا ناخورده می من به شما رسیده امیارم آخر ز غم عشق تو دیوانه شدم بی خود از خود شدمو راهی میخانه شدمآنقدر باده بنوشم که شوم مستو خراب نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شرابخوش خرامان میروی ای جان جان بی من مرو سرو خرامان منی در دل و جان بی من مرواین جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی من مباشو آن جهان بی من مرومونس شب های دل زارم ا
راننده جوان و ساکت و کم حرفی است که همیشه مرا از روستا به شهر و برعکس می برد، امروز بی هوا شروع کرد حرف زدن-این حالا زلزله بود واقعا خانم دکتر،  یا آزمایش بمب اتمی؟-نه ، زلزله بود واقعا-جشن تولدو دیدید؟-آره دیدم-اون زنه که ..-آره اونم دیدم -خانم دکتر این مسکن مهرها که خراب شدن، مهندسا، پیموتکارا فکر اون دنیا رو نمی کنن؟-نه  دیگه، فکر نمی کنن، درگیر سود خودشونن-خانم دکتر، نکنه نیست واقعا-چی نیست اقای قربان نژاد؟-اون دنیا، نکنه واقعا نیست
دانلود آهنگ های تیتراژ شروع و پایان سریال پس از باران + موسیقی متن سریال با لینک مستقیم
موسیقی بیکلام سریال پس از باران به کارگردانی سعید سهیلی با آهنگسازی سعید انصاری و خوانندگی فریدون پوررضا.
آهنگهای محلی فیلم پس از باران
دانلود آهنگهای سریال پس از باران
دانلود آهنگ ابتدایی – Download
دانلود آهنگ پایانی – Download
موسیقی متن 1 – Download
موسیقی متن 2 – Download
موسیقی متن 3 – Download
سریال پس از باران
به کارگردانی سعید سلطانی برای اولین بار در سال 1379 ساخته و از شبکه سه
سیما پخش گردید . سریالی که یکی از بهترین و به اصطلاح خیابان خلوت کن ترین
سریالهای آن زمان بودی و توانسته بود مخاطبان زیادی را به لحاظ داستان و
محتوایش جذب نماید.
از طرفی دیگر حضور متعدد بازيگران مطرح در این مجموعه یکی دیگر از نقاط قوت آن بود.
زمان پخش از شبکه آی فیلم :
این مجموعه از 20 اذرماه 96 هر شب ساعت 21 پخش خواهد گردید و تکرار آن در
دو نوبت 5 صبح و 13 عصر پخ
عکس آقای خامنه ای

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل