نقش کودکی خاله شیرین در پس از باران

نتایج جستجو برای عبارت :

نقش کودکی خاله شیرین در پس از باران

خاله گلم خاله نازم امروز هفت روزه که برای همیشه چشاتو بستی... دلم برات تنگ میشه....عزیز دلم منو پاگشا کردی و بعد چشاتو بست؟. خاله تازه می خواستی بیای خونه ام.. کجا رفتی خاله جون؟. خاله عزیزم هنوز باورم نمیشه رفتی هرچند خودم با چشای خودم دیدم جنازتو شستن و خاکت کردن...خاله جونم زود بود بچه هات هم بی پدر باشن هم بی مادر...خاله نازنینم خودت از درد راحت شدی! اما ما باید غصه نبودنت رو بخوریم. روحت پر از آرامش...
دوباره باران گرفت
باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهتاب می ایستممی گذارم صورتم را و لباس هایم را بشویداسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرار های خیسبارانیعنیتو برمی گردی...!یعنی شعر برمی گردد...نزار قبانی
وقتی ترانه ی دلپذیر باران درگوش هایم جاری می شود ،وقتی ناله ابر را
می شنوم به رویاها پرواز می کنم. چشمانم را می بیند، پیچک هایی که در دل
وروح انسان بی روح می پیچد ودل سرد او را پر از مهر ومحبت می کند.
 
نغمه های چک چک باران را که با هماهنگی خود را بر سرزمین سرد می
اندازند وچه زیباست ابرهای تیره ای که از حسادت خود را روبه روی ماه درخشان
گ است ودر جاده های عشق جلوه نمایی می کنند.
 
وقتی قطره های باران را به دور دست ها می برد، جایی که دور از
این خونه و حیاطش، روزی پر بود از خنده و بازی بچه های قد و نیم قد! یادش بخیر همه عشقمون به تابستون، رفتن به شمال و بازی تو این حیاط بود. یادش بخیر بابا بزرگ مهربون و خاله مهری مهربون تر.یادش بخیر نیمه های شب رسیدن و نم بارون و عطر یاس های رازقی اون کوچه. یادش بخیر بعدازظهر های بارونی و ایوون و کتاب های صمد بهرنگی که خاله سوری برامون میخوند. یادش بخیر بالشت میکی موس خاله مهری که همش دعوامون بود کی روش بخوابه.یادش بخیر به ردیف زیر پشه بند های ایوون خ
دلم باران می خواهدبدون چتر و بارانیپر از برق آسمان اندر نگاه عابران خیسدلم باران می خواهداز جنس پاییزیبه همراه وزیدن های باد به همراه  طوفان هاو تکان های تند و پی در پی به دامن های دختران شهرو ریزش های برگ و قطره های آب [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
چهارشنبه گذشته بارانمهر در سالن سعدی حوزه هنری دومین اجرای موسیقیش رو داشت. خاله فرشته معلم پارسالش،آیلار کوچولو و خانوادش و خاله اکرم اینا هم اومدن. خانم مغربی نتونست بیاد. شب خوبی بود. بهت افتخار میکنم مامانی.شب قبلش هم رفتیم کنسرت 66 دست پیانو دکتر آربی . فوق العاده بود. بارانمهر کلی لذت برد با اینکه بدجور سرماخورده بود. دخترم توی پیانو پیشرفتش عالیه. من نمیگما خاله ستاره میگه. 
دخترخاله ی مهربون و کوچولو داشتن خیلی خوبه  و خوشحال کردنش از وظایف دختر خاله بزرگه هستش .چند روز پیش یادم افتاد که تولد دخترخاله کوچیکه نزدیکه و خوب چون از هم دور هستیم خیلی کار زیادی نمیشد کرد و این فرشته ی مهربون هم همیشه کلی  ذوق کیک هایی که درست می کردمو داشت و از مامانش قول می گرفت که یک بار تولدشو شمال بگیرن خلاصه تصمیم گرفتم که براش کوکی درست کنم و بفرستم که ازشانس  خوب فرشته کوچولومون داداش بزرگه امروز می خواست بره تهران و خلا
باز هم کنار پنجره نشستم و پنجره رو کامل کامل باز کردم و توری جلوش رو هم کنار زدم و بوی مست کننده ی بارون بهاری رو استشمام می کنم...امشب چقدر هوا خوبه واقعا! ابرا توی آسمون هستن و یه بارون لطیف خیلی خوب هم بارید و بوی نم و خاک بارون خورده رو همه جا پخش کرد!یه چند تا مؤلفه هست که وقتی کنار هم میشینن ، ناخودآگاه و به صورت رفلکسی ، یه مقدار غم رو یهویی پرتاب می کنن ته دل آدم! مثلا همین بارون ، شب ، تنهایی ، نشستن پای پنجره ، فکر و خیال ، و...  ولی الان ی
امروزهم نیامدی فدای سرت!من هنوزهم به وعده همان قراراولین باران پاییزی دلخوشم..میدانم می آییباهمان عطرتلخکه دلم رابرد..باهمان چشمان عاشق ونگاه دوست داشتنی اتمی آیی بی چترودلهرهدستم رامی گیری وپیاده طول خیابان رامی دویم وعشقمان راجارمی زنیمبی خیال رهگذرهای حسودی که زیرلب می گویند؛دیوانه های بی حیا.چقدردیوانگی باتوخوب است جانم"باران تورابه خدابیاومراخیس دلخوشی کن...
یک سکانسی از روزی روزگاری یادم مونده بد ندیدم براتون بگم
مراد بیگ (خسرو شکیبایی) که تو کارخونه آدم سازی خاله لیلا(ژاله علو)
تازه شروع کرده بود آبدیدگی رو داشت با خاله لیلا توی دشت میرفت که چشم
مراد بیگ افتاد به  یک جونوری ، مراد ببگ میخاد بکشش که خاله لیلا نمیذاره .
بهش میگه مگه تو بهش حون دادی که حالا می خوایی بگیری؟
یک روز جایی بودم که دو نفر داشتن با هم صحبت می کردند .
اون یکی گفت فلانی خیلی وضعش خوب شده ها باید حالش رو بگیریم
بن رفت خانه‌ی خواهرم. شاید که رازهای نوجوانی‌اش را به خواهرم بگوید یا با خواهرم خنده‌های نوجوانی راه بیندازد. من برای این شنیدن تمام جزئیات مسخره کردن معلم‌هایش و دست انداختن معلم‌ها و تپق‌های معلم‌هایی که سین را ثین می‌گویند و ..همه‌ی این‌ها خسته‌ام.آن یکی خواهرم که این‌جا بود وقتی بن رفت گفت:انگار همسن باشن..بگو خاله‌ات همسنته پسر که داری می‌ری پیشش" حرف بزنی"؟  آیا کمی حسادت کرده بود؟ که بن و خواهرم با هم خوبند؟ آن‌طور که
1.دارم قصه ی گیس گل را را گوش می کنم. فایل صوتی اش را یکی از دانشجوها فرستاده  چه تصادفی که امروز یک نفر دیگر قصه را برایم آورد.خدایا چه آوازی و چه قصه ای.مثل گنج می ماند. باران خوبی آمد. هی ابرها به هم خوردند و حسین دوید پشت پنجره و هی ناامید برگشت. بعد باران تند و نرم و تقریبا طولانی آمد. لباس تن حسین کردم با کلاه و شال و فرستادمش زیر باران بازی کند. برایش شیرکاکائوی داغ هم درست کردم که وقتی برگشت نوش جان کند. بچه ها را از باران و برف نترسانیم تو
take no shame in your scarsfor they are proof of vicious battles won, hard and silent courageinstead bring them here to mei will kiss each one and make love to your survivor souli wilL gIve you vioLets in place of vIolence and I will name you glorious.•این کلمات برای من نوشته شده اند. بعد از ماه ها حس کردم که وجود دارم! لای تک تک این حروف یک جور حس ناب نهفته است. حسی که من و شما از درکش عاجزیم.آذر آمده و با خودش باران آورده است. به اولین قطره باران پاییزی قسم که..
دوباره باران گرفت
باران معشوقه ی من است به پیش بازش در مهتاب می ایستممی گذارم صورتم را و لباس هایم را بشویداسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!باران یعنی قرار های خیسبارانیعنیتو برمی گردی...!یعنی شعر برمی گردد...نزار قبانی
پی نوشت: چقدر خوبه این نزار قبانی...چقدر خوبه بارون...پی نوشت ۲: الان که پی نوشت دوم رو مینویسم ، فرداشب موقعی هست که پست رو گذاشتم!! دیشب برف هم اومد مشهد!مثل پارسال که آذرماه برف اوم
دیروز داشتیم با باران میرفتیم مدرسه ی پسرم واسه یه جلسه ایی که بود.مدرسه ی پسر من تو یکی از خیابونای شلوغه بالای شهره که همیشه ی خدا هم اونجا ترافیکه.ساعت ۱۱ صبح بود و توی پیاده رو تقریبا شلوغ بود ؛ اکثر خانومای تیپ های پلنگ ملنگی زده بودن و اقایون در حد قهرمانای مِستر المپیا  بودن ! تو پیاده رو هر کس سرش بکاری مشغول بود .منو باران هم تو ماشین نشسته بودیم و یه متر یه متر به سمت مدرسه حرکت میکردیم.باران یه نیمچه آرایشی کرده و خیلی مقبول شده بود
بیشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییببببببببببببببببببببیبیببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثقبثقبثقبثقبثقبضضضضضضضضضضضضضصصصصصصصصصصصششش
 رنگین کمان پاداش کسانی است که تا آخرین لحظه زیر باران می مانند...
متن بالا را چندین بار دیده ام احتمالاً شما هم دیدید .
به جمله که کاملاً دقت کردم دیدم باید زمینه درست باشد تا رنگین کمان
ببینیم .حداقل من که ندیدم که باران زمستان هم رنگین کمان داشته باشد .
پاییز شد نیامدی باران ها هم راهو گم کردندبرف بارید هوا سرد شد پاییز چه یخبندان شدبازهم تو نیامدی نکند هم مسیر باران ها شدِیراهو گم کردی پاییز همین جاست سر قرار همیشگی سرهمین کوچه ی عشقنرسیده به توگذرت خورد حالی ازش بگیر بی تو بد بی قرار است
ای مهربان تر از برگ در بوسه های بارانبیداری ستاره ، در چشم جویبارانآیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحللبخند گاه گاهت صبح ستاره بارانبازآ که در هوایت خاموشی جنونمفریادها برانگیخت از سنگ کوهسارانای جویبار جاری،زین سایه برگ مگریزکاین گونه فرصت از کف دادند بی شمارانگفتی به روزگاران مهری نشسته بر دلبیرون نمی توان کرد حتی به روزگارانبیگانگی ز حد رفت ، ای آشنا مپرهیززین عاشق پشیمان،سرخیل شرمسارانپیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستنددیوار زندگی را
37,000
تومان

ساعت دیواری باران



خرید
این نامه ی آخر استپس از آن نامه یی وجود نخواهد داشتاین واپسین ابر پر باران خاکستری ستکه بر تو می باردپس از آن دیگر بارانی وجود نخواهد داشتاین جام آخر شراب است بانوو دیگر نه از مستی خبری خواهد بودنه از شرابآخرین نامه ی جنون است اینآخرین سیاه مشق کودکيدیگر نه ساده گی کودکي را به تماشا خواهی نشستنه شکوه جنون رادل به تو بستم گل یاس ِ دلپذیرچون کودکي که از مدرسه می گریزدو گنجشک ها و شعرهایش رادر جیب شلوارش پنهان می کندمن کودکي بودمگریزان و آزادب
دانلود آهنگ آیدین جودی به نام باران با بالاترین کیفیتDownload New Music By Aidin Joodi Called Baran  دانلود آهنگ جدید آیدین جودی با لینک مستقیمدانلود آهنگ جدید آیدین جودی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ آیدین جودی با نام باران باران که شدی مپرس این خانه کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیستباران که شدی پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه‌ یکیستباران تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیستبر د
راهنمائی که بودم خاله م دانشجوی اصفهان بود ما هم سالی یکی دو بار اصفهان میرفتیم. قشنگ بود، سبز بود، بستنی هاش خوش مزه بودن و کلاغ داشت. شاید تعجب کنید از این جمله که گفتم کلاغ داشت. راستش تا قبل اینکه اصفهان برم کلاغ رو انقدر از نزدیک ندیده بودم. شهر خودمون کلاغ نداشت و گاه گاهی که یه شهر بزرگ میرفتیم یه موجودات موهوم با صدایی شبیه اون صدای "قارر قارر" تعریف شده کودکي از بالای سرم رد میشدن. یه سایه میدیدم اغلب که رد میشد و صدای "قاااااا ق
۱.دختر خاله م که عکسم با شلوار کردی گذاشت پروفایلش و فحش کشش کردم و مجبور شد شطرنجیم کنه.
۲.اون سری که با خاله م رفتیم کوه به دلیل شلوار کردی من همه عکسامون بالا تنه بودن.
۳.اون چالش دست خطه استامینوفن که یکم از شلوار کردیم معلوم بود سوژه م کردین.
۴.اون باری که در حیاط بودم یه مواد فروش ترمز کرد گفت تریاک؟!
۵.دیشب که رفتم پیش آقای مشاور گفت دیروز بیرون دیدمت..خجالت نمیکشی درس نمیخونی؟...گفتم من؟؟...گفت آره با اون شلوار کردی سیاه ت داشتی میرفتی سوار
شب هایى شبیه امشب که سیاهِ آسمان این طور یکدست و صاف و پُر از خالى سقفِ دنیا مى شود و تنگِ این پاییز سردِ بى باران به تماشاى دنیاى زیر و روى آدم هایى شبیه من پلک نمى زند ؛ یادِ تمامِ پاییز هاىِ سردِ گذشته چنان به در و دیوارِ ذهن آشفته ى پر از واژه ام کوبیده مى شود که حتى غصه ى تنهایى ماه هم فراموش مى شود ... این انصاف نیست که پهنه ى وسیعِ رویایى ام نه ابر هاىِ پنبه اى سفید داشته باشد و نه میزبان ستاره هاى آرزو ، سفره ى شوکرانش را پهنِ  عمارت اعیان
چه حال خوبیستنصف شب بی خواب شویو صدای بارانی که هرگز برف نخواهد شد رااز پشت شیشه های ساختمان ....گاهی نخوابیدن خستگی را در میکندگاهی دنیا و آخرت دست به دست هم میدهند که تو علیه خودت شویسر ساعت بخوابیصبح بیدار شویدنبال کار و بار روزانه ات باشی گور پدر هردوبیداری به سرم زدهمینشینم با خودمبه یاد روزهای خوش گذشتهمینویسم هر چه که دلم بخواهدذهنم را به کجا و ناکجای سیاره خاکی آبی رنگ میفرستمحال میکنمصدای بارانتنهایی دوران دانشجویی در شبهالحظات ب
چه حال خوبیستنصف شب بی خواب شویو صدای بارانی که هرگز برف نخواهد شد رااز پشت شیشه های ساختمان ....گاهی نخوابیدن خستگی را در میکندگاهی دنیا و آخرت دست به دست هم میدهند که تو علیه خودت شویسر ساعت بخوابیصبح بیدار شویدنبال کار و بار روزانه ات باشی گور پدر هردوبیداری به سرم زدهمینشینم با خودمبه یاد روزهای خوش گذشتهمینویسم هر چه که دلم بخواهدذهنم را به کجا و ناکجای سیاره خاکی آبی رنگ میفرستمحال میکنمصدای بارانتنهایی دوران دانشجویی در شبهالحظات ب
می گویند در زمان حضرت موسی بر بنی اسرائیل هفت سال قحطی آمد. حضرت موسی (ع) با هفتاد هزار نفر از مردم بنی اسرائیل به بیابان رفتند و دعای نزول باران خواندند. خداوند متعال ندا فرستاد که ای موسی چگونه دعای مردمی را که ظلمت گناهان آنها را فرا گ و باطنهای ایشان خبیث شده اجابت کنم. موسی مراجعه کن به یکی از بنده های من به نام برخ اسود به او بگو دعا کند تا من اجابت کنم.موسی سراغ برخ را گرفت مردم نشانی مردی پشمینه پوش و سیاه چهره را به موسی دادند و موسی (
کی فکرش را می کرد، وقتی زمین دیشب ما را ترساند و مثل گهواره ای که کودکي را تاب می دهد، ما را پیچ و تاب داد و ترساند، اما امشب آسمان سنگ تمام گذاشت، قشنگترین شبی بود که در پائیز تهران می دیدم، وای، ستاره ها به طرز معجزه آسایی شفاف و براق بودند که صدایشان را می شنیدم، بادی آرام ابرهای سفید  را جابه جا میکرد و عین فیلم های رویایی تمام ستاره ها را در یک قاب می دیدم، دیشب هر چه قدر زمین ناآرام و نامهربان بود امشب آسمان تلافی کرد. و به شب یلدای ما صف
یک قدم تو ، یک قدم من ، همسفر ما هستند برگهای زرد پاییزیچه زیباست روی برگها صدای قدمهایت ، چه عاشقانه است در آغوشم صدای نفسهایتحال من و تو ، هوای عاشقی در یک غروب پاییزیو این وفای پاییز است به قلبهایمان، که باز هم رویایی میکند عشقمان...پاییز حال ما را خوب میفهمد...هر برگ طلایی آرزویی است برای ما ، پاییز عاشقانه ترین فصل مادستهایت را به من بده تا قدم بزنیم در کوچه باغ های پاییزیاز این زیباتر نیست هیچ فصلی ، رویاییست اینجا وقتی که با هم ، در آغ
یلداها همیشه برام تنها شب لذت بخش سال بوده.....اینکه کلی تنقلات بچینی رو میز بعد از شام خاله و عمو و شیما زنگ نزده زنگ درو بزنن و من با ذوق خودمو برای عمو خوشگل کنم که عمو تا میبینتم با ذوق بگه" دِس طلاااااااا چه خوشگل شدی امشب" بعد شیما با اون آرامش خاصش بشینه کنار بابام و بابام با او ژست خاصش شروع کنه به خوندن فال همه برام خیلی ذوق داشت. هرسال بعد از حافظ خوانیه بابام و شیما عموم شاهنامه بابامو برمیداشت و شروع میکردم به خوندن شعرای شاهنامه
نیمه شب بیرون زدم رفتم پی می خواریم تا در میخانه رفتم در پی دلداریمدوش دیدم در میخانه صف است از عاشقان ای خدا ناخورده می من به شما رسیده امیارم آخر ز غم عشق تو دیوانه شدم بی خود از خود شدمو راهی میخانه شدمآنقدر باده بنوشم که شوم مستو خراب نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شرابخوش خرامان میروی ای جان جان بی من مرو سرو خرامان منی در دل و جان بی من مرواین جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی من مباشو آن جهان بی من مرومونس شب های دل زارم ا
دانلود آهنگ های تیتراژ شروع و پایان سریال پس از باران + موسیقی متن سریال با لینک مستقیم
موسیقی بیکلام سریال پس از باران به کارگردانی سعید سهیلی با آهنگسازی سعید انصاری و خوانندگی فریدون پوررضا.
آهنگهای محلی فیلم پس از باران
دانلود آهنگهای سریال پس از باران
دانلود آهنگ ابتدایی – Download
دانلود آهنگ پایانی – Download
موسیقی متن 1 – Download
موسیقی متن 2 – Download
موسیقی متن 3 – Download
پاییز که می رسید ، وسوسه ی رفتن رهایش نمی کرد. باید می رفت. فقط باید می رفت . ماندن برایش سخت می شد . دلگیر می شد . بی حوصله می شد . باید می رفت . از دور ، صندوقهای میوه ، کنار جاده پیدا بود . باران پاییزی دیشب ، هوا را دلچسب کرده بود . خاک کناره های جا ه هنوز خیس بود و هر چاله چوله ای ، پر از اب باران بود . ماشین از کنار آلونکی که با چوب ساخته شده بود گذشت . آلونک در حقیقت دکه ای بود که مردی میانسال ، ان روز پاییزی درون دکه نشسته بود، سیگار می کشید و
حنا با دستهایی پر از خرده ریزهای ته کمدم گفت تو چه خاله ی خوب و نژاد پرستی هستی گولو! آب دهانم را قورت دادم و  پرسیدم نژادپرست یعنی چی؟گفت: یعنی کسی که همه وسایلش را به خانواده و دوستان خودش میدهد!پ.ن: عشق این را دارد که توی کمد و کشوهایم بگردد و گنج پیدا کند!
عملکرد مدیران فرهنگ و هنر در هرمزگان در دولت .1.واگذاری فرهنگسراها و پلاتو ها به بخش خصوصی2.شکایت از هنرمندان توسط مدیران فرهنگی و هنری3.سردرگمی گروه های نوپا موسیقی و تاتر به دلیل هزینه های سنگین کرایه سالن4.وضعیت غریبانه برخی انجمن های هنری5.بی توجهی استاندار سابق و استاندار جدید به موضوع فرهنگ و هنر6.سانسور آثار هنری 7.عدم پویایی بدنه مدیریتی اداره کل فرهنگ و ارشاد هرمزگاندر پایان از خانم باران کوثری دعوت می کنم در سفری سه روز
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب